سالی که نیکوست، از بهارش پیداست!
سال ۲۰۱۲ میلادی در حال فرا رسیدن است. رو به روی تلویزیون نشسته ام و پروگرامهایی را که به مناسبت سال نو عیسوی تهیه شده اند، میبینم. هر که روی صفحه ی تلویزیون ظاهر میشود، اظهار خوشی میکند و در مورد سال جدید اظهار خوشبینی میکند. اما سوالی در ذهنم خطور میکند و آن اینکه چطور مردم میتوانند در مورد سال نو خوشبین باشند، در صورتیکه هنوز از بهارش سه ماه دیگر فاصله داریم؟
منظورم اینست که هنوز چندین ماه به بهار سال ۲۰۱۲ باقیست، اما مردم پیش از پیش روزهای خوبی را پیش بینی میکنند. چطور؟! آیا ضرب المثلی که عنوان این نوشته ام است در شرایط فعلی دیگر جنبه ی عملی ندارد، یا اینکه مردم حد اقل برای یک روز هم اگر شده، دل خود را خوش میکنند؟
به نظرم، این ضرب المثل دیگر جنبه ی تطبیقی ندارد. نه تنها در مورد این ضرب المثل، بلکه در مورد ضرب المثل های دیگری هم میتوان سوالهای مشابهی را بپرسیم. به طور مثال، گفته اند که تاریخ تکرار نمیشه! چطور نمیشه؟ هرکسی که به چنین چیزی باور دارد،مسلماً از کشوری به نام افغانستان چیزی نشنیده است . مثلاً، در اول جنبش طالبان با امریکا هیچ دشمنی نداشت. بعد از یازدهم سپتمبر، طالبان دشمنان امریکا خوانده شدند. اما بعد از گذشت زیادتر از ده سال، امریکا باز هم با طالبان دشمنی ندارد.
گفته اند آزموده را آزمودن خطاست! آیا ما طالبان را نیازموده ایم؟ اگر آزموده ایم، پس چرا باز برای شان دفتری باز میکنیم و بودجه ی یکصد میلیون دالری برایشان تخصیص میدهیم؟ معلوم است که در افغانستان، آزموده بار ها آزموده میشود بدون اینکه خطا پنداشته شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر