دوشنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۹۰

اعتذارنامه خدمت کرزی ‎‎صاحب

محترم کرزی ‎‎صاحب  رییس جمهور افغانستان!

تا همین دیروز به این باور بودم که شما بدترین انتخاب برای نجات مردم و کشور ما از بحران کنونی استید. هرروز دست به دعا از خداوند میپرسیدم مگر در افغانستان قحط الرجال بو دکه یک شخص بی اراده و بی تصمیم را نصیب ما کردی؟! آیا اشخاص نورمال و دارای فکر سالم در افغانستان پیدا نمی شد که یک شخص مالیخولیایی و مصاب به افسردگی را بر کرسی ریاست جمهوری کشور ما نشاندی؟! شخصی که به جای آنکه آستینش را بر بزند و کا ر کند، بار ها در برابر خا‎‎ص و عام گریسته و نه پروای آبروی خود را دارد و نه از کشور و مردم را! 

اما تصاد فاً یکی دو روز قبل چشمم به یک مقاله ی تحقیقی افتید که در نخست از مطالعه ی آن شگفت زده شدم. نویسنده ی مقاله، داکتر نصیر قایمی، که عضو مرکز طبی پوهنتون تفت در باستن، امریکا، است مینویسد تحقیقاتی که او انجام داده نشان میدهد که در حالات حاد و بحرانی یا جنگ، شخصیکه دچار مشکلات روانی باشد یا به ا‎‎صطلاح نیمه دیوانه باشد، در مقایسه به شخصی دارای فکر سالم، میتواند بهترین رهبر برای کشور و مردمش باشد. برای اثبات ادعایش، این دانشمند مثالهایی از تاریخ می آورد. وی از ابرام لینکن، چرچل، گاندی، کینیدی و مارتین لوترکینگ یاد میکند و میگوید همه ی این زعماء دچار نوعی اختلال فکری بودند و به همین خاطر به پیروزی های مهم تاریخی دست یافتند.

بعد از خواندن این سطور دفعتاً تصویر مبارک جناب شما، رییس ‎‎صاحب جمهور افغانستان، در ذهنم مجسم شد و بصورت آنی با خود گفتم از لحاظ اختلال فکری، رییس ‎‎صاحب جمهور ما هم اگر در عین سطح با زعمای یاد شده قرار نداشته باشد، کم شان هم نیست. با گفتن این جمله، باز هم دست بلند کرده دعا کردم که خداوند سایه ی شما  را از سر ما کم نکند. در حقیقت این خوش چانسی ماست که رییس جمهور ما دچار تکالیف روانی است. بیایید از خود بپرسیم اگر به جای شما شخصی با فکر سالم در مسند قدرت میبود، آیا حال ما بدتر از چیزیکه همین اکنون افغانستان و مردمش با آن دست و گریبان اند، نمیبود؟ حتماً میبود! خداوند خانه ی آقای قایمی را آباد داشته باشد که با تحقیقاتش گرهی از مشکل ما افغانها هم گشود.

کرزی ‎‎صاحب! بگذار مخالفین هرچه میگویند، بگویند. اما منبعد، برای مردم افغانستان شما همطراز گاندی، چرچل و کینیدی استید. شما یگانه ناجی کشور ماستید. اکنون، یگانه چیزیکه میتواند افغانستان را از ورطه ی سقوط نجات بدهد، دیوانگی شماست. من به خاطر تمام انتقاداتی که تا کنون از شما و دولت تان کرده ام، قلباً از شما معذرت میخواهم.

با سپاس
مرزاقلم

لینک معلومات در مورد مقاله ی تحقیقی:



دوشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۰

سرخط اخبار از سایت های مختلف

۱- کلید صلح و ثبات در افغانستان به دست پاکستان است (رادیو آزادی)
آیا راهی وجود ندارد که به شکلی این کلید را از آنها بدزدیم؟ اگر رهبران ما قادر به دزدیدن پول و سرمایه ی ملت استند، پس چرا نمیتوانند برای به دست آوردن این کلید راهی بسنجند!؟

۲- پیشرفت در افغانستان وجود دارد باآنکه افغانها آنرا نمی پذیرند (‎‎صدای امریکا)
آیا ا‎‎صطلاح "سر زخم نمک پاشیدن" را شنیده اید؟

۳- هما سلطانی: به شمول ملاعمر ۱۲ طالب مهمان من اند (طلوع نیوز)
بلی! من هم از یک ماه بدینسو در قصر سفید مهمان اوباما استم. اما تنها، نه با ۱۲ تن دیگر!

۴- افسر ارتش افغانستان به اتهام همکاری با طالبان بازداشت شد (بی بی سی)
الهی شکر که بلاخره کسانی که با طالبان همکاری میکنند دستگیر میشوند. نوبت دستگیری آقای کرزی چه وقت میرسد؟

۵- صحبتی با کتاب نماینده سابق امریکا در افغانستان  (آسمایی)
از بس که ما افغانها اعصاب خود را از دست داده ایم، حالا با کتابها هم مصاحبه انجام میدهیم.

۶- سنجر غفاری - طالبان برای کی می جنگند: پاکستان ویا افغانستان؟ (آریایی)
از سالهای سال ذهنم مصروف پیدا کردن جواب این سوال بود. از آقای نویسنده تشکر که بلاخره جوابش را به دسترس ما قرار دادند.

۷- سفیرامریکا در کابل: 'طالبان در کنفرانس بن دوم شرکت ندارد' (بی بی سی)
خدا وند زبانت را نیک کند!

۸- زلمى رسول: طالبان باشرايط در کنفرانس دوم ُبن اشتراک کرده ميتوانند (پژواک)
یکی میگوید اشتراک نمی کنند، دیگری میگوید میکنند. اگر همین جنابان بین خود به یک توافق برسند بهتر خواهد بود تا ما هم بفهمیم که اشتراک دارد و که ندارد.

۹- زنان تجارت پیشه ننگرهار از نبود بازارفروش محصولات شان شکایت دارند (صدای امریکا)
در دیگر ممالک دنیا اول معلوم میکنند که برای محصولی بازار وجود دارد یا نه! اگر داشت تولید میکنند و اگر نداشت نمیکنند. اما در افغانستان اول محصول تولید میشود، بعد روی بازاریابی اش فکر میکنند.

۱۰- بحران بحران می زاید! (افغان جرمن آنلاین)
خوب شد فهمیدیم که بحران افغانستان هر گز به ‎‎صلح نخواهد انجامید؟!


شنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۹۰

چرا به آینده خوش بین نباشیم؟!

 به اساس گزارش بی بی سی، مجلس نمایندگان نیمه ی دوم سال کاری شان را امروز اول اسد آغاز کرد.  در شروع برنامه، رییس مجلس از کار و زحمات اعضای مجلس در نیمه ی اول به نیکویی یاد کرده و به هرعضو به خاطر دست آوردهای چشمگیر شان طی شش ماه گذشته شاد باش گفت. در ادامه ی سخنانش، رییس مجلس خطاب به اعضای ولسی جرگه گفت که در نیمه ی اول سال کاری ولسی جرگه ثابت نمود که:

۱- اگر منافع شخصی اعضا در خطر با شد، ما حاضریم رخصتی های سالانه ی خود را به خاطر آن لغو نماییم.

۲- منبعد حمل سلاح توسط اعضا به تالار مجلس مانعی ندارد.

۳- بوت جنگی و حمله ی جسمی بر یکدیگر در اثنای جر و بحث های روزمره مجاز است.

۴- تشدید اختلافات قومی، لسانی و مذهبی وظیفه ی هر عضو ولسی جرگه است.

۵- غیابت از اجلاس روزانه اگر به منظور پیشبرد امور شخصی باشد، مانعی ندارد.

۶- اگر عضوی از اعضای حکومت بر ضد ما قدمی بردارد و لو که اقدامش مطابق قانون هم باشد، ما آن عضو را سلب اعتماد خواهیم کرد.

 ۷- با وجودیکه هیچ یک از تصامیم ما تا کنون از طرف کرزی و یا از طرف دیگر اعضای حکومتش عملی نشده است، با آنهم، ما روزی یکبار اعلامیه و قطع نامه یی ‎‎صادر خواهیم کرد و از اعضای حکومت و ستره محکمه و ‎څارنوالی سلب اعتماد خواهیم کرد.

۸- با وجودیکه ما هم نمیدانیم معرفی اعضای باقیمانده ی کابینه برای کسب رأی اعتماد از ولسی جرگه چه سودی به مردم و کشور خواهد داشت، با آنهم، ما در نیمه ی دوم سال کاری خود پافشاری خواهیم کرد که کرزی این وزراء را هر چه زود تر به ما معرفی کند. اگر موضوع معرفی این وزراء به سالهای کاری ما بعد به تعویق انداخته شود، از ما کسی انتظار لغو رخصتی های تابستانی را برای بار دیگر نداشته باشد. قربانی که امسال به این منظور دادیم کافی است.


چهارشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۰

مصاحبه با حامد کرزی

خبرنگار: آقای کرزی! نظر شما در مورد برخوردهای لفظی و جسمی امروزی در ولسی جرگه چیست؟

حامد کرزی: (با تبسمی بر لب) تشکر از سوال شما. تا حال فکر میکردم که مشت و یخن شدن و بوتل جنگی تنها مختص به اعضای ذکور پارلمان است. اما از برکت دیموکراسی و اعاده ی حقوق زنان در کشور، حالا میبینیم که زنان هم شامل این لیگ شده اند. جای مسرت است که امروز زنان نه تنها از کسی نمیترسند، بلکه داوالطلبانه حاضر استند رخ خشن خود را در مقابل کمره های تلویزیون به نمایش بگذارند. حالا روزهایی که زنان همدیگر را ‎‎صرف موی کنک میکردند، گذشته است. اگر اعضای ذکور ولسی جرگه همدیگر را با بوتل میزنند، اعضای اناث با پرتاب بوتهای کوری بلند ثابت میکنند که کم شان نیستند.

خبرنگار: در این زدو و خوردها تقصیر از کی بود؟

حامد کرزی: از هیچ کس! اما اگر قرار باشد که انگشت انتقاد را به طرف اشخا‎‎صی نشانه بگیریم، در آنصورت اعضای ولسی جرگه. اگر اعضای پارلمان به رخصتی های تابستانی شان رفته میبودند، حال از این زد و خوردها خبری هم نمیبود. وقتیکه وکلا رخصتی های تابستانی شان را فسخ کردند، ما خوش شدیم که بلاخره آنها از منافع شخصی شان گذشته و مانند من به فکر خدمت به مردم شده اند، اما خبر نبودیم که باقی ماندن شان در کار باعث اولین حمله توسط بوت کوری بلند در تاریخ پارلمان افغانستان میشود. خوشا به حال نماینده یی که این افتخار تاریخی را از آن خود ساخت و مردم افغانستان هم واقعا خوشبخت استند که چنین نماینده های تاریخ ساز دارند!!

خبرنگار: یکی از اعضای پارلمان ادعا کرد که شما مریض استید. آیا این حقیقت دارد؟

حامد کرزی: هم مریض استم و هم نیستم. از لحاظ جسمی من کاملا ‎‎صحتمند استم به استثنای یگان چشمک زدن، و آنهم در مواقع خا‎‎ص که تنها خودم میفهمم. اما تکلیفی که من دارم، تکلیف عشق است. من عاشق استم و برای بدست آوردن معشوقه ام، من حاضر شدم با پاکستان قمار بزنم. با تأسف که در این "قمار عاشقانه"، من افغانستان را به پاکستان باختم.

خبرنگار: آیا آنعده از اعضای پارلمان که بر یکدیگر حمله ی جسمی کرده اند، مورد بازپرس قانونی قرار خواهند گرفت؟

حامد کرزی: نخیر! قانونی دیگر رییس پارلمان نیست که وکلا را مورد بازپرس خود قرار بدهد. به هر ‎‎صورت، به نظر من، زد و خوردهای لفظی و جسمی، بوتل جنگی، بوت جنگی، مشت کاری و غیره، در شرایط فعلی برای رشد آزادی و دیموکراسی حیاتی است. ببینید! این نوع حملات را من یک پروسه ی طبیعی رشد دیموکراسی در افغانستان میدانم.  و هر کشوری که به یک نظام، خصو‎‎صا دیموکراسی، قدم میگذارد، از مشکلاتی باید به طرف پختگی اش برود. فلهذا، ما باید زدو خوردهای بیشتری از این قبیل داشته باشیم. به نظر من، در مرحله ی بعدی، باید گپ به چاقوکشی و تفنگچه کشی برسد، در غیر آن دیموکراسی در افغانستان هرگز به پختگی نخواهد رسید.


جمعه، تیر ۱۰، ۱۳۹۰

رهبر قوی

اخیراً، داماد گلبدین در مصاحبه یی با بی بی سی اظهار داشت که طی سفر سال گذشته اش به کابل، مقامات عالیرتبه ی حکومت به او اعتراف کردند که افغانستان به یک "شخص و رهبر قوی" مثل حکمتیار ضرورت دارد. ما طی تماس تیلفونی از داماد گلبدین خواستیم توضیح دهد که "شخص و رهبر قوی" یعنی چه؟ در جواب، موصوف گفت "شخص و رهبر قوی" کسی است که:

۱- برای رسیدن به قدرت، به هر عمل مشروع و غیرمشروع دست بزند.

۲- از خود کسی دیگر را مسلمانتر نداند، اما برای رسیدن به قدرت، با کمونست هم ایتلاف کند.

۳- امر ترور شخص یا اشخاصی را که بفهمد برایش میتوانند درد سر ایجاد کنند، به راحتی صادر کند.

۴- در ظرف یک دقیقه بتواند چهار هزار راکت را بر باشندگان بی دفاع شهر پرتاب کند.

۵- در خدمت سازمانهای استخباراتی کشورهای بیگانه قرار داشته باشد و در بدل کسب کمکهای مالی و نظامی آنها، مطابق نقشه هایشان عمل کند.

۶- به هر ایتلافی که منجر به رسیدنش به قدرت شود شامل یا از آن خارج شود.

۷- برای تثبیت اسلامیت خود، بر روی دختران مکاتب تیزاب بپاشد.

۸- حقانیت این گفته را که "سیاست پدر و مادر ندارد"، بارها در عمل ثابت کرده باشد.

۹- در‎‎صورت شکست حاضر باشد تا با دشمن سوگند خورده اش هم ایتلاف کند.

۱۰- دستش به خون هزاران انسان بیگناه آلوده باشد.


سه‌شنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۹۰

اعضای ولسی جرگه، حامد کرزی، و غیره....

اعضای ولسی جرگه: تا وقتیکه حامد کرزی اعضای باقیمانده ی کابینه اش را برای اخذ رأی اعتماد به ولسی جرگه معرفی نکند، ما به رخصتی های تابستانی نمیرویم.

حامد کرزی: رخصتی های تابستانی حق قانونی شماست. شما از کار زیاد خسته شده اید. قانون به شما اجازه میدهد به رخصتی بروید. اگر نروید، خلاف قانون عمل میکنید.

اعضای ولسی جرگه: فرق نمیکند. ما نمایندگان مردم استیم و به خاطر مردم و وطن به هر نوع قربانی تیار استیم.

حامد کرزی:  شما به فکر مردم نه، بلکه به فکر منافع خود استید. ما و شما همدیگر را خوب میشناسیم. شما میترسید اگر به رخصتی بروید، محکمه ی اختصا‎‎صی موفقیت شما به پارلمان را ملغی و به جای شما رقبای تان را به ولسی جرگه خواهد فرستاد.

اعضای ولسی جرگه: نخیر، هرگز! ما میخواهیم به کار خود ادامه بدهیم و به مردم خود مصدر خدمت شویم. شما هر چه زود تر وزرای باقیمانده را جهت اخذ رأی اعتماد به ولسی جرگه معرفی نمایید. بعد از آن، ما به رخصتی میرویم.

حامد کرزی: ما همین اکنون روی انتخاب وزرای باقیمانده کار میکنیم. ما میخواهیم در این کار دقت به خرچ بدهیم و کسانی را انتخاب نماییم که شایسته ی این کار باشند. عجله کار شیطان است!

اعضای ولسی جرگه: یک و نیم سال از انتخاب تان به حیث رییس جمهور سپری شده. شما هنوز هم ....

حامد کرزی: لطفا، متوجه گپ های خود باشید. محکمه ی اختصا‎‎صی هنوز هم فیصله اش را اعلام نکرده.... تا دیدار بعدی خدا حافظ!

**** یک هفته بعد ****

رییس ولسی جرگه: خوب، به بهانه ی خدمت به مردم، رخصتی های تابستانی خود را به تعویق انداختیم. رییس ‎‎صاحب جمهور هم اعضای باقیمانده ی کابینه اش را جهت اخذ رأی اعتماد به ما معرفی نمیکند. چه کنیم؟ آیا کدام کار دیگری برای ما وجود دارد؟

معاون اول ولسی جرگه: کار دیگری وجود ندارد. اگر میداشت، ما حال به رخصتی رفته میبودیم. بهتر است چاره یی بسنجیم تا حد اقل مردم فکر نکنند ولسی جرگه جای بیکار هاست.

معاون دوم ولسی جرگه: چاره اش اینست که ما دست به اعتصاب بزنیم. بیایید اعلام کنیم که ما به خاطر عدم معرفی اعضای باقیمانده ی کابینه دست به اعتراض میزنیم و سر از همین لحظه در مجالس روزانه ی خود سکوت میکنیم.

منشی اول ولسی جرگه: من موافق استم. به این میگویند یک تیر و دو فاخته! اگر ما در مجالس خود سکوت اختیار کنیم، از یکسو بر کرزی فشار وارد میکنیم و از سوی دیگر مردم فکر میکنند ما خواهان خدمت به آنهاستیم، اما کرزی به بهانه ی امروز و فردا در راه ما سنگ اندازی میکند.

منشی دوم ولسی جرگه: سکوت اختیار کردن یک فایده ی دیگر هم دارد. مثلا، به بهانه ې سکوت ما میتوانیم بدون کدام ترس و لرز پینکی بریم، قصه کنیم، اخبار و مجله بخوانیم و یا هم دیگر کار های شخصی خود را به پیش ببریم. به این میگویند یک تیر و سه فاخته!

منشی سوم ولسی جرگه: ما میتوانیم که با یک تیر چهار فاخته را هم شکار کنیم. ببینین! ما میتوانیم که نه تنها بر کرزی بلکه بر سر تمام اعضای حکومتش فشار بیاوریم. مثلا، ما میتوانیم تمام اعضای حکومت را استیضاح و از آنها سلب اعتماد کنیم که به این ترتیب تمام اعضای حکومت هم مثل ما بیکار خواهند شد.

رییس ولسی جرگه: اگر کرزی رخصتیهای تابستانی  را بر ما حرام ساخت، ما هم میتوانیم از تمام اعضای حکومتش سلب اعتماد کرده و حکومت را فلج نماییم. دیده شود که در این بازی کی بلاخره بازنده خواهد شد.

پیاده ی ولسی جرگه: وکیل ‎‎صاحبان محترم! لطفا، بر خود فشار وارد نکنید. فرق نمیکند، مثل همیشه همین باخت را من قبول میکنم، اما چون از کار زیاد خسته شده اید، بفرمایید یک چیزی بنوشید. چی میخواهید نوش جان کنید؟ آب معدنی امریکایی، چای سبز هیلدار با چاکلیت مینوی ایرانی، چای سیاه با شیر گاومیش پاکستانی، چای مساله دار هندی، قهوه با چاکلیت ککاودار روسی .... بفرمایید، بگیرید!

 

سه‌شنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۰

عجب مملکتی!

۱ - عسکرش دست به حمله ی انتحاری میزند.

۲ - نیروهای نظامی خارجی اش به جای طالبان و القاعده اطفال و زنان را میکشند.

۳ - سرقوماندان اعلایش می گوید حملات شب هنگام توسط نیروهای خارجی باید متوقف شود، اما دوستان فراخوانده اش میگویند، نه!

۴ - نصف اعضای پولیسش یا دزد استند یا با دزدان و اختطاف چیان و قاچاقبران همکار.

۵ - اعضای حکومتش به جز زراندوزی فکر دیگری ندارند.

۶ - اعضای ولسی جرگه اش به جای آنکه از مردم شان نمایندگی کنند، از کشورهای خارجی نمایندگی میکنند.

۷ - ملا و مولوی اش به جای آنکه از ‎‎صلح و ‎‎صفا و سلم بگویند،  کشتار و انتحار را تبلیغ میکنند.

۸ - روشنفکرانش به جای آنکه نیروی شان را در راه نجات کشور مصرف کنند، شب و روز بر آتش تعصبات قومی و زبانی چوب خشک میگذارند.

۹ - ریاست امنیتش بعد از وقوع فاجعه عاملین را شناسایی و دستگیر میکند.

۱۰ - والی اش از وقوع حمله ی انتحاری اطلاع دارد. حتی نمبر تلیفون انتحار کننده را هم در دسترس دارد، باز هم خود قربانی حمله ی انتحاری میشود.


پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۰

زور قالب نداره!

اسراییل: ما هرگز به سرحدات ماقبل از جنگ سال ۱۹۶۷ عقب نشینی نمی کنیم چون این سرحدات غیر قابل دفاع اند.

پاکستان: ما هرگز زمینه ی نابودی کامل طالبان و القاعده را مهیا نمی کنیم چون آنها نه تنها وسیله یی برای حفظ منافع ما در افغانستان و منطقه اند بلکه وسیله یی برای به دست آوردن کمکهای مالی و نظامی از غرب نیز میباشند.

ایران: ما هرگز با امضای قرارداد ستراتیژیک بین افغانستان و امریکا موافقت نمی کنیم چون این قرارداد نفوذ ما در افغانستان و منطقه را به مخاطره می اندازد.

هند: ما هرگز اجازه نمی دهیم پاکستان افغانستان را زیر نفوذ خود در آورده و از آن به حیث یک متحد ستراتیژیک علیه هند استفاده کند.

طالبان: ما هرگز از حملات انتحاری دست نمی کشیم چون این یگانه وسیله برای قدرتمند جلوه دادن تحریک ماست.

ناتو: ما هرگز حملات هوایی خود بر مخفیگاههای طالبان و القاعده را حتی اگر در محلات مسکونی هم باشد، متوقف نمی کنیم. اگر مردم بیگناه ملکی در حملات ما کشته شوند، طبق معمول کمیسیونی را جهت تحقیق پیرامون حادثه مؤظف می کنیم و یا هم اگر زیاد زیر فشار قرار بگیریم، یک معذرت خشک و خالی نثار شان میکنیم.

ملا عمر: من هرگز میان افراد جامعه ی ما فرق قایل نشده و نمی شوم. مثلاً هم از اطفال هم از کلانسالان، هم از مردان هم از زنان، هم از اشخا‎‎ص مصاب به تکالیف روحی و هم از اشخا‎‎ص بدون تکالیف روحی به ‎‎صورت یکسان در اجرای حملات انتحاری استفاده میکنم.

کرزی: من هم مثل آخوند ‎‎صاحب همه را به یک چشم می بینم. هرگز مرتکب تبعیض نشده ام. هرکسی که از منافع من و حکومتم دفاع کرده، دارای منصب خوبی در حکومتم شده، و اگر نکرده نشده. درست میگویم یا نه، مارشال ‎‎صاحب؟!


شنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۰

چند سرخط خبری

۱- آبروی سیاه شده را نمیتوان با آب سپیدکرد. (آریائی)

مرزاقلم: در گذشته ها، آبرو میریخت، اما حالا سیاه میشه. و جالب تر اینکه بعضی ها به فکر سپید کدن آن با آب هم شده اند.

۲- ورزش برای ما سبب بیماری میشود (کلید)

مرزاقلم: باز هم ‎‎طالع ما افغانها! ورزش برای مردمای دیگه سلامتی به بار میاره، برای ما افغانها، بیماری!

۳- کشته شدن اسامه قطار القاعده را کند می کند (کلید)

مرزاقلم: واه، واه! چه استعاره یی!

۴- والی قندهار: روحیه مخالفان ضعیف شده است (شبکه ی اطلاع رسانی افغان)

مرزاقلم: بلی، به راستی هم چنین اس! نزدیک اس که طالبا تنبانش را هم بکشن، اما والی ‎‎صاحب قندهارهنوز هم ادعا میکنه که روحیه ی مخالفان رو به تضعیف اس!

۵- توقف فابریکه های تولید خریطه پلاستیکی تجار افغان را ملیون ها دالر متضرر می سازد (رادیو آزادی)

مرزاقلم: این فابریکه ها نباید متوقف شون. فرق نمیکنه اگه خریطه های پلاستیکی باعث کثافت و آلوده گی محیط زیست میشه! مهم اینست که تجاران بیچاره ی ما متضرر نشون. نه تنها ‎‎صاحبان فابریکه های تولید خریطه های پلاستیکی بلکه مالکین فابریکه های تولید هیرویین و دیگر مواد مخدر هم باید تقویت شون تا مبادا ورشکست نشون.

۶- تقلب دوباره در شمارش آرای غزنی!!! (شبکه ی اطلاع رسانی افغان)

مرزاقلم: خوب، جای تعجب نیس! آیا مگر به جز این توقع دیگری هم وجود داشت؟!

۷- شما کدام را انتخاب می کنید؟ قانون اساسی یا پیمان استراتژیک با آمریکا (شبکه ی اطلاع رسانی افغان)

مرزاقلم: هردویش را! چرا به ما چنین انتخابی داده میشه؟ تا چی وخت ما باید منافع افغانستان را قربانی منافع همسایه های ما کنیم؟

۸- عبدالصمد ازهر: اسرار مرگ میوندوال (مشعل)

مرزاقلم: مسلماً، برای ما هنوز هم مرگ میوندوال یک سر اس، لاکن ناگفته پیداس که هیچکس به جز از آقای ازهر از راز مرگ میوندوال آگاهی دقیق تر و موثق تر نه داشته و نه دارد.

۹- آیا پاکستان صادرکنندۀ نا امنی به افغانستان است؟ (‎‎صدای امریکا)

مرزاقلم: هر چیز دیگه ی پاکستان به شمول اموال بی کیفیت و دواهای تاریخ تیر شده ی آن، به افغانستان ‎‎صادر میشه، پس در مورد ‎‎صادر کدن "ناامنی" چرا سوال پیدا میشه؟!

۱۰- کار تطبیق ماسترپلان شهری شبرغان متوقف شد ( آژانس خبری پژواک)

مرزاقلم: در افغانستان هر چیزیکه به فایده ی مردم باشه، متوقف میشه اما اگه به زیان شان باشه، سالهای سال هم کسی به فکر متوقف کردنش نمیشه.


جمعه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۰

کرزی:  اگه ولی نیستم، خالی هم نیستم!

از سال ۲۰۰۱ به ای طرف، مه و سایر اعضای حکومتم همیشه به جهانیان میگفتیم که لانه های تروریزم در افغانستان نیس، بلکه در آنطرف سرحدات کشور ماس. اما کسی به گپهای ما گوش نمی کد. حال با کشته شدن بن لادن در پاکستان ثابت شد که چیزی که ما میگفتیم راست بود. یک متل است که "مردم به آذان ملای غریب نماز نمیخانه." جهانیان فکر میکدن که افغانستان یک ملک عقب مانده اس و گپای رهبرایش هم کدام اهمیت نداره. اما کشته شدن بن لادن در پاکستان نشان داد که ما هم از اوضاع دنیا باخبر استیم و گفته های ما بر شواهد و مدارکی که استخبارات ما کشف کده و میکنه، استوار اس. شاید بگویین که اگه استخبارات افغانستان ایقدر قوی اس، پس چطور بیشتر از پنجصد زندانی از زندان قندهار فرار کدن، بدون ایکه نیروهای امنیتی حتی خبر هم شون. خوب، در این خصو‎‎ص مه یک کمیسون را مؤظف ساختیم تا تحقیقات لازم را انجام بته. البته انجام تحقیقات توسط این کمیسون، مثل کار محکمه ی اختصا‎‎صی، به وخت ضرورت داره و ما باید حو‎‎صله کنیم.

خوب، برای ایکه ثابت ساخته باشم که ادعاهای مه هوایی نبوده و مه هیچوقت گپ مفت نمیزنم، مه چند پیش بینی دیگه هم می کنم. بر اساس شواهد بدست آمده:

۱- سایر رهبرای القاعده هم در آنطرف سرحدات کشور ما مستقر استند.

۲- از برکت جرگه ی ‎‎صلح، ملاعمر بلاخره به دیدن ارگ درکابل مشرف خواهد شد.

۳- تونلی که طالبا برای آزادی زندانیان شان به زندان قندهار حفر کرده بودند، اولین بود، اما آخرین نخواهد بود.

۴- تا ختم دور دوم ریاست جمهوری ام، افغانستان ‎‎صاحب وزاری تایید شده از طرف ولسی جرگه نخواهد شد. در دور سوم ریاست جمهوری ام امکان عملی شدنش است.

۵- تا وقتیکه من رییس جمهور استم، هیچ مقام بلند رتبه به جرم اختلاس و فساد اداری به میز محاکمه کشانده نخواهد شد.

۶- نتیجه ی کار محکمه ی اختصا‎‎صی وقتی اعلان خواهد شد که منافع من و حکومتم را تأمین کند.

۷-عبدا لله و امرالله ‎‎صالح تا وقتیکه مثل قسیم و خلیلی دهن جوال را با من و حکومتم نگیرند، ‎‎صاحب هیچ منصبی در حکومت افغانستان نخواهند شد.

۸- و پیش بینی آخرم اینست که داود عمرزی، سفیر جدید ما در پاکستان، در کارهایش بسیار موفق خواهد بود، به خصو‎‎ص در بدست آوردن چای پولی ماهوار من و اعضای حکومتم به ‎‎صورت پول نقد در خریطه های تکه یی.


چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۰

چند سرخط خبری

۱- راه همهء تروریستان به پاکستان ختم می شود  (رادیو آزادی)
- راه همه ی تروریستان از پاکستان آغاز هم  میشه.

۲- با آمدن بهار جنگ در افغانستان شدت خواهد گرفت  (رادیو آزادی)
- باز هم طالع ما افغانها. ده دیگه ملک های دنیا، بهار ش آغاز یک زندگی نوه به ارمغان میاره، اما ده افغانستان، بهارش  هم نوید دهنده ی مرگ و کشتار بیشتر اس. نمیشه که امی افغانستانه بری چن سال به قطب شمالی یا انتراکتیکا انتقال بتیم؟ اگرچه از زیبایی بهار محروم میشیم، اما حد اقل از شر ای جنگ خو نجات پیدا خات کدیم؟!

۳- ائتلاف بین المللی نیروهای شان را در افغانستان کاهش خواهند داد اما از افغانستان خارج نمی شوند بلکه مسولیت های شان را به افغان ها خواهند سپرد (شبکه ی اطلاع رسانی افغان)
- اینه، از ای نوده پیوند کو! قوای خارجی نه تنها از افغانستان خارج نمیشن، بلکه آلی مسؤولیتهای شانه هم ما افغانها باید به دوش بکشیم.

۴- نامعلومی ها در مورد سرنوشت پناهجویان افغان در استرالیا (‎‎صدای امریکا)
- سبک جدیدی از نثر زبان دری تحفه ی ‎صدای امریکا

۵- کمسیون مشترک صلح بین افغانستان و پاکستان تشکیل می شود (رادیو آزادی)
- اگه تشکیل کمیسو نهای پی در پی و دایر کردن جرگه های ماهوار و کنفرانسهای موسمی نتیجه میداد، حال باید گپ افغانستان یکطرفه میشد. اما نباید بی حو‎‎صله شویم. ‎‎صبر تلخ اس ولی بر شیرین داره. یک روز نی یک روز، ای کمیسونها و جرگه بازیها نتیجه خات داد.


۶- لویه جرگه برگزار خواهد شد؟  ‎‎ (صبح بخیر افغانستان)
- به ای میگن دنیای سرچپه! گزارشگرای ای رادیو، به جای ای که به مردم اطلاع بتن که لویه جرگه برگزار میشه یا نی، برخلاف اونا از مردم میپرسن که جرگه دایر میشه یا نی!

۷- پروفیسور ربانی: گام عملی دیگری به آوردن صلح در افغانستان و منطقه برداشته شد ( باختر)
- واقعاًهم گام عملی برداشته شد. قرار بود ‎‎صدر اعظم پاکستان به افغانستا سفر کنه، و سفر هم کد. قرار بود که هیئت پاکستانی با مقامات افغانی مجالس، دعوتها و مهمانی هایی داشته باشه، و داشت هم. اگه اینا گامهای عملی نیس، پس چیس؟!

۸- وزارت عدلیه افغانستان مسوده قانونی را روی دست گرفته است که یکی از مواد شامل در این قانون حکم می کند عروس باید لباس "مطابق با شریعت اسلامی" به تن کند (بی بی سی)
- از وزارت عدلیه تشکر که به چنین موضوع  مهمی توجه کدن. اگر چه دنیای ما از دست ما رفته، اما حد اقل نمیخاییم آخرت خوده هم از دست بتیم. با تصویب ای قانون، آلی میتانم ده مقابل خدای خود ایستاد شوم و با سر بلند بگویم که با مخالفت با بی ستری عروسان از اسلام و مسلمانیم عملاً دفاع کدیم.


سه‌شنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۰

جایی که سنگ اس، ده پای بز لنگ اس!

در گزارش امسال وزارت خارجه ی امریکا در مورد وضعییت حقوق بشر در افغانستان چنین آمده است:

- نیروهای دولتی افغان باعث کشته شدن تعداد بیشماری از اهالی بی گناه ملکی  در عملیات نظامی شده اند.

- حکومت افغانستان زندانیان را شکنجه و لت وکوب کرده است. عده ای از زندانیان زن توسط پولیس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.

- در محبس های وزارت داخله افغانستان و زندان هایی که به اداره ی امنیت ملی ارتباط دارد، زندانیان لت و کوب می شوند و به طروق مختلف شکنجه می گردند.

- طالبان مسلح زندانیان شان را شکنجه و اعضای وجود آنها را قطع کرده بدون محاکمه آنها را به قتل میرسانند.


اخیراً تعدادی از خبرگزاریهای داخلی و خارجی گزارش دادند که امریکا در حدود بیست زندان مخفی در افغانستان دارد که در این زندانها:

- مظنونین برای هفته ها بدون آنکه اتهامی بر آنها وارد شود، در زندان نگهداری میشوند.

- نیروهای امریکایی از انواع و اقسام شکنجه، به شمول برهنه کردن کامل زندانیان ، حبس در اتاقهای سرد، قرار دادن زندانیان زیر روشنایی بیش از حد برق بر ای ۲۴ ساعت و غیره استفاده میکنند.

- با زندانیان در زندان رفتارهای غیر انسانی ‎‎صورت میگیرد.


... و اینک یک گزارش ....

چند روز قبل حامد کرزی به مردم افغانستان نوید داد که رهبر علمدوست طالبان متعهد شده است که منبعد طرفدارانش به مکاتب آتش نخواهند زد و این تعهد امیر المؤمنین به تمام اطفال افغانستان زمینه ی کسب سواد و علم و دانش را فراهم میسازد. گفته میشود آقای کرزی طی مراسم خا‎‎صی از کوششهای ممتد آقای فاروق وردگ، وزیر تعلیم و تربیه ، در این راستا تقدیر به عمل آورده و از این بابت به مو‎‎صوف تبریک عرض نمود. کرزی اظهار امیدواری نمود تا بعد از این حتی یک طفل افغان هم از نعمت سواد محروم نگردد.

گفته میشود در عین محفل سروردانش، وزیر تحصیلات عالی، هم حضور داشت. در ختم محفل مو‎‎صوف رو به فاروق وردگ نموده گفت اگر اطفال افغان مکتب را به اتمام هم برسانند جایی را نمی گیرد زیرا تاکه من به حیث سرپرست وزارت تحصیلات عالی باشم، اکثریت شان روی مؤسسات تحصیلات عالی را نخواهند دید. ناظرین میگویند گفته های آقای دانش اشاره یی بود به نتایج اخیر کانکور که از جمله ی یکصدو بیست و هفت هزار فارغ التحصیل ‎‎مکاتب، ‎‎صرف ۲۵ هزار شان (در حدود بیست و سه فیصد) توانستند در مؤسسات تحصیلات عالی کشور جذب شوند، متباقی فارغ التحصیلان شمولیت در پوهنتون را در خواب ببینند.


دوشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۰

کی میخواهید شوید: هنرمند یا رییس جمهور؟

یکی دو روز پیش، رادیو آزادی آوازخوان شناخته شده ی کشور، فرهاد دریا، را به حیث شخصیت سال ۱۳۸۹ انتخاب نمود. گفته میشود حامد کرزی از این انتخاب ناراضی است و مدعی است که خودش باید به کرسی بهترین شخصیت سال تکیه میزد. ما برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع با هردوی آنها به ‎‎صورت جداگانه ‎‎صحبت کردیم که خلا‎‎صه یی از آن را خدمت تان تقدیم میکنیم.

ـ مه هنرمنداستم و با هنر سر و کار دارم.
ـ مه رییس جمهور استم و با اداره ی امور کشور، مردم و حکومت سر و کار دارم.

- مه ده شعر، موسیقی و ساختن آهنگ دسترسی دارم.
- مه ده دروغ گویی، تفتین، زد و بندهای قومی و گروهی، تقلب، فساد، انحصار قدرت و مسایلی از همین قبیل دسترسی دارم.

- وقتی مه یک آهنگه اجرا میکنم، عشق و احساس درونی مه ده آهنگم و ده چهره یم واضح دیده میشه.
- وقتی مه سخنرانی میکنم، احساسات وا قعی مه هیچکس نباید بفامه. گرچه ده ظاهر اشک میریزم، اما ای که ده دلم چی میگذره،  نباید کسی خبر شوه.

- وقتی مه کانسرت اجرا میکنم، به هزارا تن میخاین به خاطر شنیدن ‎‎صدا و آهنگایم ده کانسرتم اشتراک کنن.
- وقتی مه بیانیه میتم، یک چند نفر از روی مجبوریت ده مجلس حضور می یابن.

- وقتی مه کنسرت اجرا میکنم، مردم با کف زدنهای پیاپی  میخاین که مه بیشتر آهنگ بخانم.
- وقتی مه بیانیه میتم، حا ضرین ده دل خود دعا میکنن که گپ زدن مه هرچه زودتر خلا‎‎ص شوه.

- وقتی مه آهنگ میخانم، مردم شاد میشن و می رقصن.
- وقتی مه بیانیه میتم، مردم چینل تلویزیون خوده تبدیل کده و میبینن که ده کجا موسیقی اس.

- به خاطر دید و وادید با جوانان و مردم عادی، مه کنسرتهایی ده مزار، هرات و لشکرگاه اجرا کدم.
- به خاطر گریز از مردم عادی و همچنان خاکباد و هوای آلوده ی کابل، مه ده کنفرانس لندن، بن  و لزبن اشتراک کدم.

- جنس مخالف همیشه هنرمنده دوست میداشته باشه.
- هم جنس مخالف و هم جنس موافق، هردویش از رییس جمهور گریزان استن.

- مه شخصیت سال انتخاب شدم.
- به مه هم روزگاری لقب شیک پوش ترین رییس جمهور دنیا ره داده بودن، اما آلی که فکر میکنم هدف ای بود که میخاستن نشان بتن که مه هم یک کسی استم.

- هنرمند همیشه تاج سر مردم اس.
- رییس جمهور آخر زیر پای مردم اس، مخصوصاً ده افغانستان.

- به هنرمند مردم القابی از قبیل سرتاج موسیقی، حنجره طلایی و غیره داده  و میدهند.
- به رییس جمهور هم مردم القابی از قبیل شاه شجاع اول، شاه شجاع ثانی و شاه شجاع ثالث داده و میدهند.