سه‌شنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۰

عجب مملکتی!

۱ - عسکرش دست به حمله ی انتحاری میزند.

۲ - نیروهای نظامی خارجی اش به جای طالبان و القاعده اطفال و زنان را میکشند.

۳ - سرقوماندان اعلایش می گوید حملات شب هنگام توسط نیروهای خارجی باید متوقف شود، اما دوستان فراخوانده اش میگویند، نه!

۴ - نصف اعضای پولیسش یا دزد استند یا با دزدان و اختطاف چیان و قاچاقبران همکار.

۵ - اعضای حکومتش به جز زراندوزی فکر دیگری ندارند.

۶ - اعضای ولسی جرگه اش به جای آنکه از مردم شان نمایندگی کنند، از کشورهای خارجی نمایندگی میکنند.

۷ - ملا و مولوی اش به جای آنکه از ‎‎صلح و ‎‎صفا و سلم بگویند،  کشتار و انتحار را تبلیغ میکنند.

۸ - روشنفکرانش به جای آنکه نیروی شان را در راه نجات کشور مصرف کنند، شب و روز بر آتش تعصبات قومی و زبانی چوب خشک میگذارند.

۹ - ریاست امنیتش بعد از وقوع فاجعه عاملین را شناسایی و دستگیر میکند.

۱۰ - والی اش از وقوع حمله ی انتحاری اطلاع دارد. حتی نمبر تلیفون انتحار کننده را هم در دسترس دارد، باز هم خود قربانی حمله ی انتحاری میشود.


۳ نظر:

کاکه تیغون گفت...

به ناحق که شهر خربوزه نگفته اند

احسان سلام گفت...

... و مردمش هم تا می تواند به افتخاراتش افتخار می کند.
کار تمام شد، صابون کالا را پاک کرد.

غلام نبی افضلی گفت...

مرزا صاحب سلام،
خوب مملکت یعنی همانها که شمر دید،
از برای خدا این قدر خرده نگیرید، که دو خر بوزه، "هرجند در شهر خربوزه" در یک دست گرفته نمیشود و نمایندگان محترم که نمی توانند در عین حال که از کشور های خارجی نمایندگی میکنند، از مردم افغانستان نیز نمایندگی کنند.