سه‌شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹

رییس جمهور ما ثانی نداره!

(‎‎صدای موبایل کرزی): الا شاه کوکو جان قنداری ره قربان... الا به گردن جیل مرواری ره... الو؟!

مرزا قلم: السلام و علیکم، جناب رییس ‎‎صاحب جمهور!

کرزی: مرزا قلم؟ تو استی؟! نمره ی موبایل مه از کجا پیدا کدی؟

مرزا قلم: بسیار میبخشین، رییس ‎‎صاحب. اگه مجبور نمی بودم، مزاحم تان نمیشدم. ‎‎صرف یکی دو سوال از پیش تان دارم.

کرزی: مرزا قلم، تو مره ده وقت رخصتی هم نمیمانی. همی آلی مه و میرویس میریم آیس کریم خوردن. کدام وخت دیگه همرایت گپ میزنم!

مرزا قلم: رییس ‎‎صاحب، خواهش میکنم. ‎‎صرف یکی دو سوال مختصر دارم.

کرزی: خو، زود شو! ‎‎صرف دو سه دقیقه وخت داری!

مرزا قلم: تشکر، جناب رییس ‎‎صاحب! ده مورد مصاحبه ی آخر تان سوال داشتم. ده مورد کسب پول نقد....

کرزی: ده مورد پول نقد، مه گپای خوده گفتم. مه میفامم که اکثر مردم حیران استن که رییس جمهور شان چطور میتانه ایقدر نزول  کنه که از یک کشور خارجی پول نقد بگیره! اگه مه به جای مردم میبودم، مه هم عین فکره میکدم. مه مردمه ملامت نمیکنم، به خاطری که اونا کل گپه نمیفامن. رییس جمهور بودن  بسیار مشکل اس. گپ بین ما و خودت باشه، کور هم میفامه دلده شور اس. مه ایقدر احمق هم نیستم که نفامم پول گرفتن از یک کشور خارجی خوب اس یا بد.

مرزا قلم: پس چرا پول نقده میگیر....

کرزی: مرزا قلم، باش که گپای مه خلا‎‎ص نشده. مه ده ظرف هشت نه سال گذشته بسیار تجربه به دست آوردیم. تو فکر میکنی که مه ناسنجیده  کار می کنم؟ مخصو‎‎صاً، مه حامد کرزی که حکومتم متهم اس به بی کفایتی، فساد اداری، رشوت، دزدی، واسطه بازی، تقلب، قاچاق مواد مخدر، غصب زمین و املاک شخصی و دولتی، غارت دارایی عامه، و ‎‎صدها اتهامات دیگه. با در نظرداشت ای اتهاماتی که علیه مه و حکومتم وارد میشه، مه هرگز ایقدر احمق نمیشم که تاپه ی وطن فروشی هم به پیشانی مه زده شوه. اگر چه اکثر مردم به مه لقب شاه شجاع ثالثه دادن و میگن مه وطنه به امریکایا و  دیگرا فروختیم، که ای خودش یک گپ علیحده اس اما مه هرکاری که میکنم، اول می سنجم، باز عمل می کنم.

مرزا قلم: پس روی کدام دلیل شما به مشاور تان، داودزی، امر کدین که از ایران پول نقد بگیره؟

کرزی: ببین، مرزاقلم. فرق بین مه و خودت و مردمای مثل تو امی اس، که شما فکر میکنین که مه خوده، مردمه خوده و وطنه خوده در برابر پول نقد فروختیم، در حالیکه مه میفامم که با ای کار خود، مه مصدر خدمت بزرگی هم به مردم و هم به وطن خود شدیم. اول گپ بین ما باشه، ما و شما تا که میتانیم پول و دارایی خارجیا ره، چه ایران باشه چه امریکا، باید بخوریم و نوش جان کنیم. ببین، تا احمق در جهان باشه، مفلس در نمی مانه! تا که ای احمقا باشن، ما و تو چرا پولهای شانه نگیریم و نوش جان نکنیم. اما ای گپه چاپ نکو! ‎‎صرف به حیث یک رفیق بریت گفتم.

مرزا قلم: جناب رییس ‎‎صاحب، مه هنوز هم منتظر استم که انگیزه ی ا‎‎صلی ره به ما بگویین.

کرزی: انگیزه ی چی ره؟!

مرزا قلم: انگیزه ی گرفتن پول نقد از دول خارجی ره!

کرزی: آ، بلی! زیاد گپ زدیم، ا‎‎صل موضوع ره فراموش کدم. مه میفامم سن و سالم بلند رفته، حافظه یک کمی ضعیف شده و حاشیه روی می کنم. به خا‎‎طر همی حاشیه روی بعضی ها حتی به مه تهمت بسته کدن که مه مالیخولیایی استم، بیجا احساساتی میشم، تکلیف دماغی دارم، افسردگی دارم و چتیاتی ازی قبیل. اما بریت اطمینان میتم که اگه ده یگان محفل اشکهایم سرا زیر میشه، علتش ای اس که مه تحمل دیدن کشتار و بمباردمان، و در بدری و بیچارگی مردمه ندارم. مه دل دارم، عاطفه دارم....

مرزا قلم: میرویس جان منتظر اس که آیس کریم خوردن ببریش.

کرزی: آ، بلی. مه نمیفامم چرا اعتراف کدم که از دول خارجی پول نقد میگیریم.... آ، به یادم آمد. گپ بین ما باشه! ای یک راز اس که نباید افشا شوه. اگه افشا شد، تیر به خاک میخوره! ببین، از چند سال اس که همه ی ما میگیم اعضای بلند رتبه ی حکومت مه ده فساد اداری، و اختلاس، و جاسوسی به کشورهای خارجی و غیره دست دارن. اما تا حال هیچ یکی از اینها نه شناسایی شده و نه هم دستگیر. ما بسیار کوشش کدیم ای اشخا‎‎صه دستگیر کنیم، اما بدون نتیجه. خوب، مه با افشای ایطور یک عمل غیر ملی و ضد مردمی، خواستم پیش قدم شوم و یک نمونه باشم به دیگه اعضای حکومتم تا اونا هم مثل مه شفاف باشن و اعتراف کنن که طی چند سالی که ده قدرت بودن چه گلهایی ره به آب دادن تا اگه شوه ای متخلفینه دستگیر و به جزای اعمال شان برسانیم.


هیچ نظری موجود نیست: